Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سماح

تلفظ بین المللی : /samˈɑh/ تلفظ :‌ [sam'Ah]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیفرهنگ اسم ها
  • سماح انور
  • سامانه سماح
  • ذو سماحه
  • سماحت
  • سماحت پسند
  • سماحت پیشه
  • سماحه
  • کارول سماحه
  • سماحیق
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیفرهنگ اسم ها

لغت نامه دهخدا

سماح. [ س َ / س ِ] ( ع مص ) جوانمرد گردیدن. ( دهار ) ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). سخاوت کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). بخشیدن. ( غیاث ) ( منتهی الارب ). جوانمردی کردن. ( آنندراج ). || ( اِمص ) جوانمردی. ( دهار ). بخشش : اگرهمیدون بحر مکارمی نه عجب که خطهای کف تو است جویهای سماح.مسعودسعد.تا بگفته مصطفی شاه شجاع السماح یا اولی النعما ریاح.مسعودسعد.|| ( ص ) زن جوانمرد. ( آنندراج ). || ( اِ ) نوعی از خا...

فرهنگ فارسی

جوانمرد گردیدن . سخاوت کردن

فرهنگ اسم ها

اسم: سماح (دختر) (عربی) (تلفظ: samāh) (فارسی: سَماح) (انگلیسی: samah)
معنی: بخشندگی، سخاوت، مهربانی، آزادمنشی، بزرگ منشی، گذشت، بردباری، تسامح، بخشش

کلمات مرتبط

  • سماح انور
  • سامانه سماح
  • ذو سماحه
  • سماحت
  • سماحت پسند
  • سماحت پیشه
  • سماحه
  • کارول سماحه
  • سماحیق
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات