معانی کلمه : سلیط
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
(سَ ) [ ع . ] (ص . ) ۱ - فصیح ، تیززبان . ۲ - تیز و تند از هر چیز.
فرهنگ فارسی
فصیح، تیززبان، بان دراز، مدح برای زن ومرد
( اسم ) روغنی که از حبوب گیرند مانند روغن زیتون و روغن کنجد .
( اسم ) روغنی که از حبوب گیرند مانند روغن زیتون و روغن کنجد .
