کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : سلول یکنفری
تلفظ بین المللی :
/sˈellul jeknafˈari/
تلفظ :
[s'ellul jeknaf'aRi]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
سلول
سلول بیگانه خوار
سلول جنسی بالغ قابل تکثیر
سلول دار
سلول زندان
سلول نرسیده لنفی
سلول نطفه ماده
سلول کوچک
سلول گشنیده شده یا لقاح شده
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
cell
(اسم)
باطری، پیل، خانه، حفره، سلول، یاخته، حجره، زندان تکی، سلول یکنفری
کلمات مرتبط
سلول
سلول بیگانه خوار
سلول جنسی بالغ قابل تکثیر
سلول دار
سلول زندان
سلول نرسیده لنفی
سلول نطفه ماده
سلول کوچک
سلول گشنیده شده یا لقاح شده
نظرات