معانی کلمه : سلوت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. خرسندی، شادی، خوشی.
۲. فراخی عیش.
۳. آرامش خاطر.
۲. فراخی عیش.
۳. آرامش خاطر.
فرهنگ معین
(سَ وَ ) [ ع . سلوة ] (اِمص . ) ۱ - شادی ، خوشی . ۲ - آرامش خاطر.
فرهنگ فارسی
خرسندی، شادی، خوشی، فراخی عیش، آرامش خاطر
۱ - شادی خوشی شادمانی . ۲ - تسلی .
۱ - شادی خوشی شادمانی . ۲ - تسلی .
مترادف و متضاد
۱. آرامش خاطر، تسلی
۲. خرسندی، شادی، خوشی، شادکامی
