معانی کلمه : سلوا
فرهنگ عمید
تسلی دهنده.
دانشنامه آزاد فارسی
سِلْوا (selva)
نوعی جنگل بارانیاستوایی، مانند جنگل های حوضۀ آمازوندر امریکای جنوبی.
نوعی جنگل بارانیاستوایی، مانند جنگل های حوضۀ آمازوندر امریکای جنوبی.
wikijoo: سلوا
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: selvā) (عربی) (در گیاهی) گیاهی علفی ، خودرو یا زینتی از خانواده نعنا ، مریم گلی ؛ هر چیز که تسلی دهد ، انگبین ، عسل .
اسم: سلوا (دختر) (عربی) (طبیعت) (تلفظ: selvā) (فارسی: سِلوا) (انگلیسی: selva)
معنی: مریم گلی، مایه تسلی و آرامش، عسل، ( در گیاهی ) گیاهی علفی، خودرو یا زینتی از خانواده نعنا، هر چیز که تسلّی دهد، انگبین
معنی: مریم گلی، مایه تسلی و آرامش، عسل، ( در گیاهی ) گیاهی علفی، خودرو یا زینتی از خانواده نعنا، هر چیز که تسلّی دهد، انگبین
