Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سلطان صفت

تلفظ بین المللی : /sˈoltɑn sefˈat/ تلفظ :‌ [s'oltAn sef'at]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • سامان صفا
  • سامان صفاری
  • سلطان
  • سلطان اباد
  • سلطان ابراهیم
  • سلطان ابوسعید
  • سلطان احمد
  • سلطان احمد تگودار
  • سلطان اختران
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سلطان صفت. [ س ُ ص ِ ف َ ] ( ص مرکب ) آنکه خوی و عادت و صفت وی چون سلطان باشد :
سلطان صفت همی روی و صدهزار دل
با او چنانکه در پی سلطان رود سپاه.
سعدی.

فرهنگ فارسی

آنکه خوی و عادت و صفت وی چون سلطان باشد .

کلمات مرتبط

  • سامان صفا
  • سامان صفاری
  • سلطان
  • سلطان اباد
  • سلطان ابراهیم
  • سلطان ابوسعید
  • سلطان احمد
  • سلطان احمد تگودار
  • سلطان اختران
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات