Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سلسله جنبان

تلفظ بین المللی : /selsˈeleː dʒˈonbɑn/ تلفظ :‌ [sels'ele: dZ'onbAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • سلسله جنبانی
  • سلسله جنبانیدن
  • سلسلهجنبان
  • سلسله
  • سلسله 1
  • سلسله 2
  • سلسله التواریخ
  • سلسله الذهب
  • سلسله ای
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

سلسله جنبان. [ س ِ س ِ ل َ / ل ِ جُم ْ ]( نف مرکب ) آنکه زنجیر را جنباند. ( فرهنگ فارسی معین ). سبب و وسیله و باعث و موجب. ( ناظم الاطباء ). محرک.باعث. سبب. وسیله. ( فرهنگ فارسی معین ) : دولت اگر سلسله جنبان شودمور تواند که سلیمان شود.وحشی.باد بهار سلسله جنبان صحبت است موج شراب دام پریزاد عشرت است.صائب.|| کفیل. ( ناظم الاطباء )....

فرهنگ عمید

کسی که گروهی را به طریقی تحریک و رهبری کند، باعث، محرک، سلسله جنباننده.

فرهنگ معین

( ~ . جُ ) [ ع - فا. ] (ص فا. ) محرک ، باعث .

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - آنکه زنجیر را جنباند . ۲ - محرک باعث سبب وسیله . ۳ - عاصی طاغی .

مترادف و متضاد

باعث، بانی، محرک

پیشوا، رهبر، سرحلقه، سرخیل، قاید


کلمات مرتبط

  • سلسله جنبانی
  • سلسله جنبانیدن
  • سلسلهجنبان
  • سلسله
  • سلسله 1
  • سلسله 2
  • سلسله التواریخ
  • سلسله الذهب
  • سلسله ای
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات