معانی کلمه : سلاف
لغت نامه دهخدا
سلاف . [ س ُل ْ لا ] (ع اِ) ج ِ سالف . (ناظم الاطباء).
فرهنگ عمید
آنچه از آب انگور تخمیر شده و در صافی ریخته قبل از فشردن بچکد و فرو بریزد و آن بهترین نوع شراب است، می.
فرهنگ معین
(سُ لّ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - می ، باده . ۲ - آن چه چکد از انگور پیش از فشاردن .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - می باده . ۲ - آنچه چکد از انگور پیش از فشاردن .
جمع سالف
جمع سالف
