سلاست . [ س َ س َ ] (ع مص ) نرم و آسان و هموار شدن . (غیاث ) (آنندراج ). همواری و روانی و آسانی و نرمی و ملایمت و روشنی و رونق و صفا. (از ناظم الاطباء). سلاتة. رجوع به ذیل همین کلمه شود : و سلاست آب زلال و لطافت باد شمال . (سندبادنامه ص 180). || روانی و به اصطلاح روانی کلمات بسهولت و آسانی که در آن الفاظ ثقیل نباشد. (آنندراج ) (غیاث ). نزد شعرا آن است که در نظم روانی بحدی بوده که در آن هیچ گرفتگی ...
فرهنگ عمید
۱. نرمی، آسانی. ۲. روانی کلمات که در آن الفاظ ثقیل و مشکل نباشد. ۳. [قدیمی] نرم شدن. ۴. [قدیمی] نرم خوی شدن. ۵. [قدیمی] رام شدن.
فرهنگ معین
(سَ سَ ) [ ع . سلاسة ] ۱ - (مص ل . )رام شدن . ۲ - (اِمص . ) نرمی . ۳ - روانی کلمات .
فرهنگ فارسی
نرم شدن، نرم خویی، رام شدن، آسانی، روانی کلمات ۱ - ( مصدر ) رام شدن مطیع شدن . ۲ - ( اسم ) نرمی آسانی . ۳ - روانی کلمات نبودن الفاظ مشکل و ثقیل در گفتار : سلاست کلام .