Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ سلاخوری

تلفظ بین المللی : /salˈɑxorˌi/ تلفظ :‌ [sal'AxoR,i]
لغت نامه دهخدا
  • سلاخور
  • سیلاخوری
  • ساخارین
  • ساطوری کردن
  • سراخور
  • سالادخوری
  • سالخورد
  • سالخورده
  • سالخوردگی
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

سلاخوری. [ س َ خوَ / خ ُ ] ( اِ مرکب ) مرکب از سل ( سر ) + آخور + ی است که سرآخور باشد. و به معنی امیر آخور و میراخور و رئیس سرطویله باشد. ( دزی ج 1 ص 670 ).

کلمات مرتبط

  • سلاخور
  • سیلاخوری
  • ساخارین
  • ساطوری کردن
  • سراخور
  • سالادخوری
  • سالخورد
  • سالخورده
  • سالخوردگی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات