معانی کلمه : سقلاطون
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. نوعی پارچۀ نفیس پشمی یا ابریشمی به رنگ سرخ یا کبود.
۲. [مجاز] هرچیز سرخ یا کبود: چو از حدیقهٴ مینای چرخ سقلاطون / نهفته گشت علامات چتر آینه گون (رشید وطواط: لغت نامه: سقلاطون ).
۲. [مجاز] هرچیز سرخ یا کبود: چو از حدیقهٴ مینای چرخ سقلاطون / نهفته گشت علامات چتر آینه گون (رشید وطواط: لغت نامه: سقلاطون ).
فرهنگ معین
(س یا سَ ) [ معر. ] (اِ. ) نوعی پارچة ابریشمی به رنگ سرخ یا کبود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - نوعی پارچه ابریشمی زر دوزی شده که آنرا در بغداد می بافتند و شهرت بسیار داشته . ۲ - پارچه ای نفیس به رنگ سرخ یا کبود .
نام شهری است که سقرلاب منسوب به آن است .
نام شهری است که سقرلاب منسوب به آن است .
