معانی کلمه : سفیانی
لغت نامه دهخدا
سفیانی . [ س ُف ْ ] (ص نسبی ) نسبتی است بجمعی که تابع مذهب سفیان ثوری میباشند. (الانساب سمعانی ).
سفیانی . [ س ُف ْ ] (ص نسبی ) منسوب به سفین و سفیان است که از قراء هرات میباشند. (الانساب سمعانی ).
فرهنگ فارسی
مردی است بد صورت و آبله رو و چهارشانه و ازروق چم و اسم او عثمان بن عینیه است و از اولاد یزید بن معاویه است .
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
بیمار غشی
/sefyaani/ بیمار غشی
