کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سفت-زن | کلماتور
معانی کلمه : سفت زن
تلفظ بین المللی :
/sˈeft zˈan/
تلفظ :
[s'eft z'an]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
سوت زن
اردک سوت زن
اردک سوت زن ایتون
اردک سوت زن خال دار
اردک سوت زن سرگردان
اردک سوت زن سیاه نوک
اردک سوت زن شکم سیاه
اردک سوت زن صورت سفید
اردک سوت زن هندی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
سفت زن. [ س ُ زَ ] ( نف مرکب ) اسب سفت زن ؛ آنکه دست او از طرف شانه لنگد :
سفت زن اسب که از شانه ٔاو در رفتن
هر زمان آید در گوش دگرگون دستان.
جوهری هروی.
فرهنگ معین
(س زَ ) (ص فا. ) (عا. ) کسی که در مباشرت قوی بود، آن که به نیرو جماع کند.
فرهنگ فارسی
( صفت ) کسی که در مباشرت قوی باشد آنکه به نیرو جماع کند .
اسب سفت زن . آنکه دست او از طرف شانه لنگد .
کلمات مرتبط
سوت زن
اردک سوت زن
اردک سوت زن ایتون
اردک سوت زن خال دار
اردک سوت زن سرگردان
اردک سوت زن سیاه نوک
اردک سوت زن شکم سیاه
اردک سوت زن صورت سفید
اردک سوت زن هندی
نظرات