Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سفا

تلفظ بین المللی : /safˈɑ/ تلفظ :‌ [saf'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • کانجی سفا
  • سفاح
  • سفاد
  • سفاد یکوس
  • سفار
  • سفارت
  • سفارت کبری
  • سفارتخانه
  • سفارش
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سفا. [ س َ ] ( ع اِ ) راسن یعنی خارگیاه. ( بحر الجواهر ) ( مهذب الاسماء ). نوعی از خارگیاه. گیاه خاردار. ( منتهی الارب ). || غشاء بعد از مشیمه و متصل بدان. ( بحر الجواهر ). || خاک گور. ( مهذب الاسماء ) ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

راسن یعنی خارگیاه . نوعی از خار گیاه . گیاه خار دار . یا غشائ بعد از مشیمه ومتصل بدان .

کلمات مرتبط

  • کانجی سفا
  • سفاح
  • سفاد
  • سفاد یکوس
  • سفار
  • سفارت
  • سفارت کبری
  • سفارتخانه
  • سفارش
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات