معانی کلمه : سعدالدین جوینی
لغت نامه دهخدا
سعدالدین جوینی. [ س َ دُدْ دی ن ِ ج ُ وِ ] ( اِخ ) محمدبن حسن بن محمدبن حموة او راست : سجنجل الارواح و محبوب الاولیاء. بسال 650 وفات یافت. این رباعی از اوست :
دل وقت سماع ره بدلدار برد
جانرا بسراپرده اسرار برد
این نغمه چو مرکبی است مر روح ترا
بردارد و خوش بعالم یار برد.رجوع به ریاض العارفین ص 83 شود.
دل وقت سماع ره بدلدار برد
جانرا بسراپرده اسرار برد
این نغمه چو مرکبی است مر روح ترا
بردارد و خوش بعالم یار برد.رجوع به ریاض العارفین ص 83 شود.
فرهنگ فارسی
محمد بن حسن بن محمد بن حموه او راست . سجنجل الارواح و محبوب الاولیائ . بسال ۶۵٠ وفات یافت .
