Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سست رگ

تلفظ بین المللی : /sˈost rˈaɡ/ تلفظ :‌ [s'ost R'ag]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • سخت رگی
  • سستو ال رگنا
  • سترگ
  • سترگ روی
  • سترگی
  • گلو سستر
  • سسترای
  • السستر داکوتای جنوبی
  • باشگاه فوتبال سایرون سستر تاون
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سست رگ. [ س ُ رَ ] ( ص مرکب ) ناتوان و کاهل و غافل وبی درد. ( ناظم الاطباء ). || مهربان. باعاطفه. نرم خوی : و اگر این امیر یا والی سست رگ باشد و خواهد تا آن مردم را بلطف و نیکویی بدست آرد زبون و پایمال کنند. ( فارسنامه ابن البلخی ص 169 ).

فرهنگ عمید

۱. تنبل.
۲. ناتوان.
۳. بی درد.

فرهنگ معین

( ~ . رَ ) (ص مر. ) ۱ - بی غیرت ، بی - حمیت . ۲ - کاهل .

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - ناتوان ضعیف . ۲ - کاهل تنبل . ۳ - بی حمیت بی درد .

کلمات مرتبط

  • سخت رگی
  • سستو ال رگنا
  • سترگ
  • سترگ روی
  • سترگی
  • گلو سستر
  • سسترای
  • السستر داکوتای جنوبی
  • باشگاه فوتبال سایرون سستر تاون
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات