سری . [ س ُ را ] (ع مص ) شب روی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). بشب رفتن . (تاج المصادر بیهقی ) (دهار). سریان . سریة.
۱. سَروری؛ بزرگی.
۲. ریاست.
۱. پنهانی.
۲. (قید) بهطور پنهانی: سری رفتار کردن.
۱. [عامیانه] مجموعهای از اشیا همجنس.
۲. [عامیانه] ردیف؛ دسته؛ گروه.
۳. (ریاضی) مجموعهای از اعداد یک دنبالۀ متناهی یا نامتناهی.
۴. (صفت) (برق) متوالی.
(سَ) (حامص .) مهتری ، سروری .
(س ) [ فر. ] (اِ.) 1 - سلسله ، رشته . 2 - ردیف .
(س رُِ) [ ع - فا. ] (ص نسب .) منسوب به سر؛ مخفی ؛ پوشیده .
گوسفندی که پوست سرش سفید و بدنش مشکی باشد
۱پسوندی به معنی متعلق به و مربوط به ۲تکه ای از پارچه
دوره
سلسله، رشته
طبقه، مجموعه
پیاپی، متوالی
ردیف، قطار، رج
ردیفی، غیرمتوازی
پوشیده، رازآلود، محرمانه، مخفی، رمزی، اسرارآمیز، رمزآلود، رازآگین، رمزآگین، مرموز، پنهانی، مخفیانه، نهانی ≠ علنی
۱. پوشیده، رازآلود، محرمانه، مخفی، رمزی، اسرارآمیز، رمزآلود، رازآگین، رمزآگین، مرموز، پنهانی، مخفیانه، نهانی ≠ علنی
۲. اسناد طبقهبندی شده