کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سرگزیت | کلماتور
معانی کلمه : سرگزیت
تلفظ بین المللی :
/sˌarɡazˈiːjat/
تلفظ :
[s,aRgaz'i:jat]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
سرگزید
سرگزین
زردپره سرزیتونی
سروزیت
ده حسین سرگزی
ده سرگزی
پیتر سرگیت
جولای سرزیتونی
سرگزی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
سرگزیت. [ س َ گ َ ] ( اِ مرکب ) از: سر + گزیت. سرگزید. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). زری را گویند که سرشمار کفار نموده از ایشان بطریق جزیه بگیرند، چه گزیت بمعنی جزیه باشد، و جزیه معرب آن است. ( برهان ) ( جهانگیری ). جزیه. ( نصاب ). سرانه. ( السامی ) : اندر تبت ناحیتی از این درویشتر نیست ، جای ایشان اندر خیمه هاست و خواسته ایشان گوسپند است و تبت خاقان از ایشان سرگزیت ستاند به بدل خراج. ( حدود العالم...
فرهنگ عمید
پولی که در قدیم مسلمانان از اهل ذمه می گرفتند، باج و خراج، جزیه.
فرهنگ معین
( ~ . گَ ) (اِمر. ) جزیه ، باج .
فرهنگ فارسی
باج وخراج، جزیه، پولی درقدیم ازمسلمانان گیرند
پولی که مسلمانان سر شمار از کافران میگرفتند جزیه .
کلمات مرتبط
سرگزید
سرگزین
زردپره سرزیتونی
سروزیت
ده حسین سرگزی
ده سرگزی
پیتر سرگیت
جولای سرزیتونی
سرگزی
نظرات