معانی کلمه : سرگردانی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. سرگشتگی، حیرت.
۲. آوارگی.
۲. آوارگی.
فرهنگ فارسی
۱ - سر گشتگی حیرانی . ۲ - آوارگی دربدری .
مترادف و متضاد
بلاتکلیفی
آوارگی، دربهدری
پریشانی، حیرانی، تحیر، حیرت، سرگشتگی
۱. پریشانی، حیرانی، تحیر، حیرت، سرگشتگی
۲. آوارگی، دربهدری
۳. بلاتکلیفی
