Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سرک

تلفظ بین المللی : /sˈarak/ تلفظ :‌ [s'aRak]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاد
  • سرک انگبین
  • سرک دهی
  • سرک کشیدن
  • سرک داگلاس
  • سرک بزوئن
  • سرک بنک
  • سرک بنک هکاردن
  • سرک دمک هاکردن
  • سرک استارا
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

سرک . [ س َ رَ ] (ع مص ) سست شدن تن بعد از قوت و توانایی . (آنندراج ) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).

سرک . [ س ُ ] (اِ) سرخجه و آن جوشی است که از سر و روی و اندام اطفال برآید. (برهان ). به فارسی سرخچه و به عربی حصبه گویند. (رشیدی ).

سرک . [ ] (ع مص ) با کلید بستن . (دزی ج 1 ص 649). قفل کردن ....

فرهنگ عمید

۱. سر کوچک.
۲. فزونی و بالا بودن وزن یا ارزش چیزی نسبت به چیز دیگر.
۳. سربار؛ اضافه‌بار.
⟨ سرک داشتن: (مصدر لازم) سر داشتن و فزونی داشتن چیزی نسبت به چیز دیگر در وزن یا ارزش.
⟨ سرک کشیدن: (مصدر لازم)
۱. به جایی سر زدن و سرکشی کردن.
۲. دزدیده از جایی به جای دیگر نظر انداختن.

۱. سر کوچک.۲. فزونی و بالا بودن وزن یا ارزش چیزی نسبت به چیز دیگر.۳. سربار، اضا...

فرهنگ معین

(سَ رَ ) (اِمصغ . ) ۱ - سر کوچک . ۲ - اضافه ، اضافه بار.

فرهنگ فارسی

مصغرسر، سرکوچک، بجایی سرزدن وسرکشی کردن، فزونی وبالابودوزن یاارزش چیزی نسبت به چیزدیگر
( اسم ) سر کوچک . ۲ - افزونی وزن یا بهای چیزی نسبت به چیز دیگر اضافه بار . ۳ - منفذی که در نهر یا جوی احداث کنند تا آب از آنجا به زمینی که باید آبیاری شود جاری گردد .
ده جزئ دهستان لورا و شهرستانک بخش کرج شهرستان تهران .

دانشنامه عمومی

سرک ممکن است یکی از موارد زیر باشد:سرک در فارسی دری به معنای خیابان است.سرک نام یک جزیره در نزدیکی فرانسه و انگلستانسرک نام یک روستاwiki: سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۹۶۵ نفر (۲۱۹خانوار) بوده است.wiki: بخش آسارا شهرستان کرج در استان البرز ایران است. زبان رایج در آبادی سرک تاتی است.این روستا در دهستان آسارا قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۹۲ نفر (۸...

گویش مازنی

نوعی علف هرز

افزودنی زیادی

انگور درشت دانه و قرمز

نیم نگاه – سرک کشیدن – نگاه دزدانه

/sarak/ افزودنی زیادی & نیم نگاه – سرک کشیدن – نگاه دزدانه & نوعی علف هرز & انگور درشت دانه و قرمز

مترادف و متضاد

abundance (اسم)فراوانی، وفور، فزونی، سرکexuberance (اسم)غنا، فراوانی، وفور، فزونی، سرک، کثرت، بسیاری، فرط فیضexcess (اسم)فزونی، سرک، اضافه، زیادتی، مازاد، افراط، زیادی، بی اعتدالیaddition (اسم)سرک، افزایش، ضمیمه، اضافه، جمع، لقب، متمم اسم، اسم اضافی، ترکیب چند ماده با همbidding (اسم)سرکraise (اسم)سرک، ترفیع، اضافه حقوق...

کلمات مرتبط

  • سرک انگبین
  • سرک دهی
  • سرک کشیدن
  • سرک داگلاس
  • سرک بزوئن
  • سرک بنک
  • سرک بنک هکاردن
  • سرک دمک هاکردن
  • سرک استارا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات