معانی کلمه : سرچشمه
لغت نامه دهخدا
سرچشمه . [ س َ چ ِ م َ ] (اِخ ) نام محله ای است در تهران ، حدود آن فعلاً به محل تقاطعخیابان سیروس و چراغ برق (امیرکبیر) محدود میشود.
فرهنگ عمید
جایی که آب از زمین بیرون می آید و جاری می شود، محلی که چشمه ظاهر می شود.
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان گرمخان بخش حومه شهرستان بجنورد در ۱۸ کیلومتری شمال شرقی بجنورد و ۳٠ کیلومتری شمال شوسه عمومی بجنورد به قوچان جلگه معتدل و ۱۷۸ تن سکنه دارد .
۱ - محلی که چشمه از آن پدید آید و آب روان گردد . ۲ - چشمه منبع .
ده از دهستان عشق آباد بخش فدیشه شهرستان نیشابور دارای ۱۴۲ تن سکنه . آب آن از قنات .
۱ - محلی که چشمه از آن پدید آید و آب روان گردد . ۲ - چشمه منبع .
ده از دهستان عشق آباد بخش فدیشه شهرستان نیشابور دارای ۱۴۲ تن سکنه . آب آن از قنات .
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
چشمه ای در روستای یخ کش بهشهر
از توابع دهستان کوهستان غرب چالوس
۱نام مرتعی در آمل ۲محله ای در گرگان
/sar cheshme/ چشمه ای در روستای یخکش بهشهر & از توابع دهستان کوهستان غرب چالوس & نام مرتعی در آمل - محله ای در گرگان
مترادف و متضاد
کنه، اصل
چشمه، ماخذ، مبدا، منبع، منشا، ینبوع
۱. چشمه، ماخذ، مبدا، منبع، منشا، ینبوع
۲. کنه، اصل
واژه نامه بختیاریکا
( سر چشمِه ) سر گَه
بالا واز؛ سَر اَو؛ بُن گه
بالا واز؛ سَر اَو؛ بُن گه
