Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سرچشمه

تلفظ بین المللی : /sartʃˈeʃmeː/ تلفظ :‌ [saRtS'eSme:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • سرچشمه دار
  • سرچشمه ٔ حبشی
  • سرچشمه ٔ میلانلو
  • سرچشمه اولیه
  • سرچشمه وار
  • سرچشمه گرفتن
  • سرچشمه محله
  • سرچشمه های من
  • سرچشمه تلخاب
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

سرچشمه . [ س َ چ ِ م َ ] (اِخ ) نام محله ای است در تهران ، حدود آن فعلاً به محل تقاطعخیابان سیروس و چراغ برق (امیرکبیر) محدود میشود.

سرچشمه . [ س َ چ ِ م َ ] (اِخ ) دهی از دهستان عشق آباد بخش فدیشه ٔ شهرستان نیشابور. دارای 142 تن سکنه . آب آن از قنات و محصول آن غلات است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9)....

فرهنگ عمید

جایی که آب از زمین بیرون می آید و جاری می شود، محلی که چشمه ظاهر می شود.

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان گرمخان بخش حومه شهرستان بجنورد در ۱۸ کیلومتری شمال شرقی بجنورد و ۳٠ کیلومتری شمال شوسه عمومی بجنورد به قوچان جلگه معتدل و ۱۷۸ تن سکنه دارد .
۱ - محلی که چشمه از آن پدید آید و آب روان گردد . ۲ - چشمه منبع .
ده از دهستان عشق آباد بخش فدیشه شهرستان نیشابور دارای ۱۴۲ تن سکنه . آب آن از قنات .

دانشنامه عمومی

سرچشمه به موارد زیر اشاره دارد:سرچشمه (اسفراین)سرچشمه (بافت)سرچشمه (بجنورد)سرچشمه (تفت)سرچشمه (جم)سرچشمه (جیرفت)سرچشمه (زاهدان)سرچشمه (سراب)سرچشمه (سقز)سرچشمه (سپیدان)سرچشمه (لاهیجان)سرچشمه (مسجدسلیمان)سرچشمه (چالوس)سرچشمه (کلاردشت)سرچشمه (گالیکش)سرچشمه (گرگان)wiki: سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۵۵ نفر (۸۰خانوار) بوده است.روستای سرچشمه در بخش مرکزی دهستان میلانلو و در 35 کیلومتری ...

گویش مازنی

چشمه ای در روستای یخ کش بهشهر

از توابع دهستان کوهستان غرب چالوس

۱نام مرتعی در آمل ۲محله ای در گرگان

/sar cheshme/ چشمه ای در روستای یخکش بهشهر & از توابع دهستان کوهستان غرب چالوس & نام مرتعی در آمل - محله ای در گرگان

مترادف و متضاد

کنه، اصل

چشمه، ماخذ، مبدا، منبع، منشا، ینبوع

۱. چشمه، ماخذ، مبدا، منبع، منشا، ینبوع
۲. کنه، اصل

original (اسم)منبع، سر چشمه، عینprinciple (اسم)حقیقت، اصل، قاعده کلی، منشاء، مبدا، طریقت، سر چشمه، قاعده، مبادی و اصول، قانون یا اصلی علمی یا اخلاقیderivation (اسم)اقتباس، استنتاج، اشتقاق، استخراج، استنساخ، سر چشمهsource (اسم)ماخذ، مایه، خاستگاه، منشاء، مبدا، منبع، سر چشمه، عین، ...

واژه نامه بختیاریکا

( سر چشمِه ) سر گَه
بالا واز؛ سَر اَو؛ بُن گه

کلمات مرتبط

  • سرچشمه دار
  • سرچشمه ٔ حبشی
  • سرچشمه ٔ میلانلو
  • سرچشمه اولیه
  • سرچشمه وار
  • سرچشمه گرفتن
  • سرچشمه محله
  • سرچشمه های من
  • سرچشمه تلخاب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات