معانی کلمه : سروکار داشتن
فرهنگ فارسی
( مصدر ) سرو کار داشتن با کسی . ۱ - با او کار داشتن . ۲ - با وی داد و ستد داشتن
گویش مازنی
/sar o kaar daashtan/ ارتباط داشتن – مجازا رابطه ی نامشروع
مترادف و متضاد
۱. تعامل داشتن، رابطه داشتن، ارتباط داشتن، مرابطه داشتن
۲. معامله داشتن، دادوستدداشتن
deal (فعل)
توزیع کردن، سر و کار داشتن با، معامله کردن، معامله بمثل کردن با، سروکار داشتن
