معانی کلمه : سروه
لغت نامه دهخدا
سروة. [ س ِرْ وَ ] (ع اِ) ملخ ریز که هنوز بر شکل کرم باشد. (از اقرب الموارد) (آنندراج ). ملخ ریزه ای که هنوز بر شکل کرم باشد. (ناظم الاطباء).
فرهنگ فارسی
ملخ ریز که هنوز بر شکل کرم باشد ٠ ملخ ریزه ایکه هنوز بر شکل کرم باشد ٠
دانشنامه عمومی
نسیم صبحدم
سِروِه؛ از واژگان و نام های ریشه دار کُردی است. در کُردی سورانی به معنای "نسیم" و در کُردی کلهری به معنای "صدای آرام" است.
فرهنگ اسم ها
اسم: سروه (دختر) (کردی) (طبیعت) (تلفظ: sarve) (فارسی: سَروه) (انگلیسی: sarve)
معنی: نسیم، باد ملایم، باد خنک، ایاز
معنی: نسیم، باد ملایم، باد خنک، ایاز
