Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سرول

تلفظ بین المللی : /sˈoruːl/ تلفظ :‌ [s'oRu:l]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیواژه نامه بختیاریکا
  • سرولاریوس میخاییل
  • سرولایت
  • سروله
  • بخش سرولایت
  • جاوا سرولت
  • دهستان سرولایت
  • سرولات
  • سرولوپلاسمین
  • میخائیل سرولاریوس
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

سرول. [ س َ ] ( اِ ) حقد و آن بدگویی و غیبت مردم در خاطر نگاه داشتن است. ( برهان ). حقد و حسد. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). || طالب فرصت بدی کردن بودن. ( برهان ).

فرهنگ فارسی

حقد و آن بد گویی و غیبت مردم در خاطر نگاهداشتن است . یا طالب فرصت بدی کردن بودن ٠

واژه نامه بختیاریکا

( سُرول ) سرخ روی؛ سرخ رنگ

کلمات مرتبط

  • سرولاریوس میخاییل
  • سرولایت
  • سروله
  • بخش سرولایت
  • جاوا سرولت
  • دهستان سرولایت
  • سرولات
  • سرولوپلاسمین
  • میخائیل سرولاریوس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات