Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سرو پیاده

تلفظ بین المللی : /sˈarv piˈɑdeː/ تلفظ :‌ [s'aRv pi'Ade:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • زیاده سر
  • زیاده سری
  • سِرو
  • سرو
  • سرو بالا
  • سرو بند
  • سرو ترکستانی
  • سرو رعنا
  • سرو ستاه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سرو پیاده. [ س َرْ وِ دَ / دِ ] ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) سرو کوچک که بقدر قامت مرد پیاده بود و آن بسیار خوشنما باشد. ( غیاث ). نوعی از سرو کوتاه. مقابل سرو سواره. ( آنندراج ) : سرو پیاده خوش بود اندر چمن ولی آن سرومن پیاده خوش است و سوار خوش.میرخسرو ( از آنندراج ).چشم پیاله عاشق مینای باده است این شوخ چشم قمری سرو پیاده است.سلیم ( از آنندراج )....

فرهنگ فارسی

سرو کوچک که بقدر قامت مرد پیاده بود و آن بسیار خوشنما باشد . نوعی از سرو کوتاه مقابل سرو سوراه .

کلمات مرتبط

  • زیاده سر
  • زیاده سری
  • سِرو
  • سرو
  • سرو بالا
  • سرو بند
  • سرو ترکستانی
  • سرو رعنا
  • سرو ستاه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات