کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سرهم-بندی-کردن | کلماتور
معنی کلمه : سرهم بندی کردن
تلفظ بین المللی :
/sˌarhambˈandi kˈardan/
تلفظ :
[s,aR_hamb'andi k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
سهم بندی کردن
کار سرم بندی کردن
سرهم بندی
سیم سرهم بندی
کار سرهم بندی
سر هم بندی شده
سرهم بند
سرم بندی
بنی سرمه محوطه باستانی
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
fudge (فعل)پنهان شدن، فریفتن، سرهم بندی کردن، اهسته حرکت کردنslubber (فعل)کثیف کردن، لک کردن، سرهم بندی کردن، کثافتbollix (فعل)بهم ریختن، سرهم بندی کردنtinker (فعل)سرهم بندی کردن، تعمیر کردن، بند زدنvamp (فعل)سرهم بندی کردن، وصله کردن، تعمیر کردن، قدم زدن، تمهید کردن، گام زدن بر روی، ساز تنها زدن، بالبداهه گفتن و یا ساختن، وسوسه و از راه بدر کردنbumble (فعل)سرهم بندی کردن، وزوز کردن، صدای زنبور کر...
کلمات مرتبط
سهم بندی کردن
کار سرم بندی کردن
سرهم بندی
سیم سرهم بندی
کار سرهم بندی
سر هم بندی شده
سرهم بند
سرم بندی
بنی سرمه محوطه باستانی
نظرات