معنی کلمه : سرنگون کردن
مترادف و متضاد
واژگون کردن، نگونسار کردن
ساقط کردن، برانداختن، منقرض کردن
نابود کردن، از بین بردن، مضمحل کردن
۱. ساقط کردن، برانداختن، منقرض کردن
۲. نابود کردن، از بین بردن، مضمحل کردن
۳. واژگون کردن، نگونسار کردن

واژگون کردن، نگونسار کردن
ساقط کردن، برانداختن، منقرض کردن
نابود کردن، از بین بردن، مضمحل کردن
۱. ساقط کردن، برانداختن، منقرض کردن
۲. نابود کردن، از بین بردن، مضمحل کردن
۳. واژگون کردن، نگونسار کردن