سرمایه. [ س َ رِ / س َرْ ی َ / ی ِ ] ( اِ مرکب ) معروف است ولی در مایه و سرمایه فرق است و مایه رأس المال و آن سود که حاصل آید اگر خرج نکنند بر مایه سرمایه شود و آن را سوزیان نیز گویند . ( آنندراج ) ( انجمن آرا ) : عمری که مر تراست سرمایه ویداست و کارهات بدین زاری.رودکی.اگر تو نبندی بدین در میان همه سود و سرمایه باشد زیان.فردوسی.و میگفت ای مسلمانان رحمت کنید بر کسی که سرمایه وی میگدازد. ( کیمیای س...
فرهنگ عمید
۱. (اقتصاد ) پول یا کالایی که اساس کسب و تجارت قرار بدهند. ۲. (اقتصاد ) پولی که در اصل به بهای چیزی داده شده که هرگاه بیشتر از آن فروخته شود، مبلغ اضافی سود خواهد بود. ۳. دارایی و ثروت و آنچه کسی از نقد و جنس دارد. ۴. [مجاز] اصل و مایۀ چیزی.
فرهنگ معین
(سَ یَ یا یِ ) (اِمر. ) ۱ - مال ، دارایی . ۲ - دارایی خواه مادی یا معنوی . ۳ - مالی که عواید پولی به دست دهد.
دانشنامه آزاد فارسی
سرمایه (اقتصاد). سرمایه (اقتصاد)(capital)در اقتصاد، ذخیرۀ کالاهای استفاده شدنی در تولید سایر کالاها. سرمایۀ مالیعبارت است از ثروت انباشته شده یا موروثی در شکل دارایی، نظیر سهام، مِلک، سپرده های بانکی. سرمایۀ ثابت، بادوام است؛ مانند کارخانه ها، ساختمان دفاتر، تأسیسات، و ماشین آلات. سرمایۀ در گردشسرمایه ای است که به سرعت مصرف می شود؛ مانند مواد اولیه، قطعات و موجودی کالاهای تمام شدۀآماده برای فروش...
فرهنگ فارسی
۱ - پول یا متاعی که آنرا اساس کسب و بازرگانی قرار دهند . ۲ - مال تمول ثروت . ۳ - قابلیت استطاعت . ۴ - مبدا اصل .
دانشنامه عمومی
سرمایه، در علم اقتصاد، عبارت است از حق یا علاقه صاحبان یک مؤسسه نسبت به دارایی مؤسسه مذکور.سرمایه گذاری شخصیسود حاصل از عملیات مؤسسهاین مبلغ از کم کردن بدهی های مؤسسه از جمع دارایی آن بدست می آید. بعبارت دیگر پس از پرداخت تمام بدهی ها و تعهدات یک مؤسسه آنچه از دارایی باقی می ماند متعلق به صاحب یا صاحبان مؤسسه است.به طور مثال اگر در یک مؤسسه جمع دارایی ها ۳٬۱۳۰٬۰۰۰ ریال و جمع بدهی های مؤسسه ۱۳۰٬۰۰۰...
نقل قول
سرمایه (کتاب). سرمایه؛ نقادی اقتصاد سیاسی (به آلمانی: Das Kapital; Kritik der Politischen Ökonomie) نام اثری ست از کارل مارکس، فیلسوف قرن نوزدهم که جلد نخست آن در سال ۱۸۶۷ منتشر شد. این کتاب به تحلیل قواعد اقتصادی تولید نظام سرمایه داری می پردازد.• «درحالی که «مانیفست کمونیست» بر نقش ترقی خواهانه بورژوازی از نظر تاریخی تأکید دارد، «سرمایه» بیشتر گرایش دارد به محکوم کردن رسوایی های سیستم. تقابل م...
مترادف و متضاد
پول، دستمایه، راسالمال، دارایی، مال، مایه، نقد، نقدینه، وجه ≠ کار
۱. پول، دستمایه، راسالمال، دارایی، مال، مایه، نقد، نقدینه، وجه ≠ کار ۲. دارایی غیرمادی، توان، قدرت (فکری، علمی، هنری )