کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : سرلا م کردن
تلفظ بین المللی :
/sarlˈɑ mˈim kˈardan/
تلفظ :
[saRl'A m'im k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
سلام کردن
سلام یا تواضع کردن
سلام و احوالپرسی کردن
هرکه مرا دید، به من سلام کرد.
سلا م اول نامه
سلا م عام
روضه السلام
سرام
سَرلاد
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
salute
(فعل)
سلام دادن، سرلام کردن، تهنیت گفتن
کلمات مرتبط
سلام کردن
سلام یا تواضع کردن
سلام و احوالپرسی کردن
هرکه مرا دید، به من سلام کرد.
سلا م اول نامه
سلا م عام
روضه السلام
سرام
سَرلاد
نظرات