Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ سرقص

تلفظ بین المللی : /sˈarq1as/ تلفظ :‌ [s'aRq1as]
لغت نامه دهخدا
  • سرقصیده
  • دِنای سرصاف
  • سروصدا
  • سروصل
  • سروصل اریب
  • سروصل رویه
  • سروصل صاف
  • سرصحرا
  • سرق
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

سرقص. [ س َ ق ُ ] ( اِخ ) شهری است از اندلس ، جایی با نعمت بسیار و آبادانی و بازرگانان روم و مغرب با خواسته بسیار. ( حدود العالم ). رجوع به سرقسطه شود.

کلمات مرتبط

  • سرقصیده
  • دِنای سرصاف
  • سروصدا
  • سروصل
  • سروصل اریب
  • سروصل رویه
  • سروصل صاف
  • سرصحرا
  • سرق
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات