معانی کلمه : سرفاصلۀ ایستگاهی
فرهنگ فارسی
کوتاهترین سرفاصلۀ ممکن که در ایستگاهها به کار گرفته میشود
فرهنگستان زبان و ادب
{station headway} [حمل ونقل ریلی] کوتاه ترین سرفاصلۀ ممکن که در ایستگاه ها به کار گرفته می شود

کوتاهترین سرفاصلۀ ممکن که در ایستگاهها به کار گرفته میشود