Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سرشوی

تلفظ بین المللی : /sarʃˈuːje/ تلفظ :‌ [saRS'u:je]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدمترادف و متضاد
  • گل سرشوی
  • باشامپو یا سرشوی شستشو دادن
  • اندیس گل سرشوی کوه خضری بزمان
  • سرشویه
  • زمین لرزۀ سرشتی
  • سروشی پایه
  • سروی
  • سرویان
  • سرویس
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

سرشوی. [ س َ ] ( نف مرکب ،اِ مرکب ) آنکه سر را بشوید. شوینده سر. || سرتراش. ( برهان ) ( رشیدی ) ( انجمن آرا ) :
خاک بر سر شاعری را کاشکی
بودمی سرشوی یا نه پای باف.
شمس فخری ( از انجمن آرا ).
|| حجام. ( برهان ) ( انجمن آرا ). || نوعی از گِل که بدان سر شویند و گِل سرشوی گویند. ( برهان ) ( آنندراج ).

فرهنگ عمید

۱. شویندۀ سر، کسی که سر دیگری را بشوید.
۲. (اسم ) نوعی گل سفید شبیه صابون که با آن سروتن را می شویند، گل سرشویی.

مترادف و متضاد

shampoo (اسم)
شامپو، سرشوی، سرشویه

کلمات مرتبط

  • گل سرشوی
  • باشامپو یا سرشوی شستشو دادن
  • اندیس گل سرشوی کوه خضری بزمان
  • سرشویه
  • زمین لرزۀ سرشتی
  • سروشی پایه
  • سروی
  • سرویان
  • سرویس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات