سرسری. [ س َ س َ ] ( ص نسبی ، ق مرکب ) سخنی و کاری که بی اندیشه و تأمل کنند و بگویند. ( رشیدی ). کنایه از کارو سخنی باشد که بی تأمل و اندیشه بکنند و بگویند. ( انجمن آرا ). کنایه از کار بی تأمل و سخن بیفکر. ( برهان ). بی تأمل در فکر و سخن. ( آنندراج ) : خرد شاخی که شد درخت بزرگ در بزرگیش سرسری منگر.خاقانی.فرستاده آن پاسخ سرسری نپوشید بر رای اسکندری.نظامی.این سخن از خود نگفتم ای رفیق سرسری مشنو ...
فرهنگ عمید
۱. کاری که بی تٲمل و از روی سستی و سهل انگاری انجام داده شود. ۲. سخن یاوه، بیهوده، و نسنجیده.
فرهنگ معین
( ~. سَ ) (ص نسب . ) بی تأمل ، بدون فکر کردن .
فرهنگ فارسی
۱ - ( صفت ) کار بی تامل سطحی . ۲ - بیهوده و نسنجیده : سخن سرسری . ۳ - فرو مایه . ۴ - از روی عدم تامل : سرسری کارش را تمام کرد و رفت .
دانشنامه عمومی
سرسری (اصفهان)، روستایی از توابع بخش کوهپایه شهرستان اصفهان در استان اصفهان ایران است. این روستا در دهستان زفره قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.