معانی کلمه : سرداغ
لغت نامه دهخدا
سرداغ. [ س ِ ] ( اِ مرکب ) نوعی ازآش است. در تداول گناباد خراسان ، سرداغ و سیرداغ رابر نوعی آش که از گاورس ( نوعی ارزن ) می پزند اطلاق کنند و آن را بنام توگی سرداغی یا سیرداغی می خوانند.
گویش مازنی
قله ای در منطقه ی کوهستان غرب چالوس
/sardaagh/ قله ای در منطقه ی کوهستان غرب چالوس
