کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : سرخیزه
تلفظ بین المللی :
/sarxˈizeː/
تلفظ :
[saRx'ize:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
سوخیزه
سرخیژه
سرنیزه
سرنیزه ای
با سرنیزه مجبور کردن
سرخزه
سرریزه
افعی سرنیزه ای زرین
سرنیزه ای برگ پهن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
سرخیزه. [ س ُ زَ / زِ ] ( اِ مرکب ) سرخجه که نوعی از حصبه باشد و آن جوششی باشد که بیشتر طفلان را بهم رسد. ( برهان ). رجوع به سرخجه شود.
کلمات مرتبط
سوخیزه
سرخیژه
سرنیزه
سرنیزه ای
با سرنیزه مجبور کردن
سرخزه
سرریزه
افعی سرنیزه ای زرین
سرنیزه ای برگ پهن
نظرات