Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ سرخره

تلفظ بین المللی : /sarxˈareː/ تلفظ :‌ [saRx'aRe:]
لغت نامه دهخدا
  • سرخره سفلی
  • سرخره علیا
  • سرچره
  • سخت سرخرگی
  • سخت سرخرگی آترومی
  • سخت سرخرگی اکلیلی
  • سخت سرخرگی مغزی
  • سخت سرخرگی پیرانه
  • سخره
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

سرخره . [ س َ خ ِ رِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان شبانکاره ٔ بخش برازجان شهرستان بوشهر. دارای 200 تن سکنه . آب آن از چاه و محصول آن غلات است . اهالی به کشاورزی گذران میکنند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7).

سرخره . [ س ُ خ ِ رَ / رِ ] (اِ مرکب ) سرخزه . سرخژه . سرخیژه . سرخچه ...

کلمات مرتبط

  • سرخره سفلی
  • سرخره علیا
  • سرچره
  • سخت سرخرگی
  • سخت سرخرگی آترومی
  • سخت سرخرگی اکلیلی
  • سخت سرخرگی مغزی
  • سخت سرخرگی پیرانه
  • سخره
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات