کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : سرخ کن
تلفظ بین المللی :
/sˈorxkon/
تلفظ :
[s'oRxkon]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
ماهی سرخ کن
آتش سرخ کن
اتش سرخ کن
لانه کن سرخ قفا
لانه کن کفل سرخ
درخت کندر سرخ
سرخ کننده
سرخ کننده چیزهای سرخ کردنی
اندیس کنگلومرای کوه سرخ
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
فرهنگ فارسی
وسیلهای برای پختن مواد غذایی در روغن داغ
فرهنگستان زبان و ادب
{fryer} [علوم و فنّاوری غذا] وسیله ای برای پختن مواد غذایی در روغن داغ
کلمات مرتبط
ماهی سرخ کن
آتش سرخ کن
اتش سرخ کن
لانه کن سرخ قفا
لانه کن کفل سرخ
درخت کندر سرخ
سرخ کننده
سرخ کننده چیزهای سرخ کردنی
اندیس کنگلومرای کوه سرخ
نظرات