معانی کلمه : سرخ شبان
لغت نامه دهخدا
سرخ شبان. [ س ُ ش َ ] ( اِخ ) در کتب فارسی خاصه جاماسپ نامه نام موسی کلیم اﷲ است و گوید سرخ شبان باهودار و باهو به موحده بمعنی چوب دستی و عصا است و همانا رنگ چهره آن حضرت حمرت داشته :
باهو چو شبان وادی ایمن
نشگفت که اژدها کنی باهو.
باهو چو شبان وادی ایمن
نشگفت که اژدها کنی باهو.
فرهنگ فارسی
در کتب فارسی خاصه جاماسپ نامه نام موسی کلیم الله است .
