Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سربمهر

تلفظ بین المللی : /sarbˈamhar/ تلفظ :‌ [saRb'amhaR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • سربهر
  • با سرب مهر و موم کردن
  • سربهراه
  • سربهراه شدن
  • سربهراه کردن
  • سردمهر
  • سردمهری
  • دِنای سربار
  • رحمان سربسر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سربمهر. [ س َ ب ِ م ُ ] ( ص مرکب ) مهرکرده شده. ( آنندراج ). ممهور. سربسته. که سر آن نگشوده باشند. دست نخورده : زد نفس سربمهر صبح ملمعنقاب خیمه روحانیان گشت معنبرطناب.خاقانی.خنده ای سربمهر زد دم صبح الصبوح ای حریف محرم صبح.خاقانی.آن گنج سربمهر که خاقانیش نهادذهن تو برگشاد طلسمات گنج را.خاقانی.تو گنجی سربمهری نابسوده بد و نیک جهان ناآزموده.نظامی.گنج گهرم که دربمهر است چون غنچه باغ سربمهر است.نظامی....

فرهنگ فارسی

۱ - مهر شده مهمور کیسه سربمهر ۲ - دست نخورده . ۳ - بکر دوشیزه . ۴ - تازه ابتکاری . یا راز ( سر ) سر بمهر سری که بازگو نشده باشد . یا نفس سر بمهر. نفس جدید دم تازه ( مخصوصا سپیده دم ) .

کلمات مرتبط

  • سربهر
  • با سرب مهر و موم کردن
  • سربهراه
  • سربهراه شدن
  • سربهراه کردن
  • سردمهر
  • سردمهری
  • دِنای سربار
  • رحمان سربسر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات