Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سربان

تلفظ بین المللی : /sˈarbɑn/ تلفظ :‌ [s'aRbAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • اریو د سان سربان
  • محوطه سربان
  • سربانگ
  • پل سربانس
  • جان سربانس
  • دِنای سربار
  • ذنب السرحان
  • سابان
  • سحبان
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سربان . [ س َ ] (اِ مرکب ) بسته ٔ کوچکی که بر روی بار گذارند و سربار. || پرتگاه و نشیب . (ناظم الاطباء).

سربان . [ س َ ] (اِخ ) نام محله ای است به ری و گفته اند که جای بسیار باصفایی است که از وسط آن نهری جاری می شود و طرفین نهر پر از اشجار بهم پیچیده و بهم پیوسته میباشد. بازارهایی هم دارد. (از معجم البلدان ).

سربان...

فرهنگ فارسی

نام محله ایست به ری و گفته اند که جای بسیار باصفایی است که از وسط آن نهری جاری میشود و طرفین نهر پر از اشجار بهم پیچیده و بهم پیوسته میباشد

کلمات مرتبط

  • اریو د سان سربان
  • محوطه سربان
  • سربانگ
  • پل سربانس
  • جان سربانس
  • دِنای سربار
  • ذنب السرحان
  • سابان
  • سحبان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات