سرباز. [ س َ ] (ص مرکب ) روشن . صریح . بدون پرده . فاش : مگو از هیچ نوعی پیش زن راز که زن رازت بگوید جمله سرباز.
عطار.
سرباز. [ س َ ] (نف مرکب ، اِ مرکب ) آنکه سر خود را ببازد، از عالم جانباز. (آنندراج ) : در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمعشب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع. حافظ. || در بازیهای ورق ...
فرهنگ عمید
۱. [مقابلِ سربسته] آنچه سرش باز باشد مانند بطری و قوطی و پاکت یا چیز دیگر؛ سرگشاده. ۲. [مقابلِ سرپوشیده] جایی که سقف نداشته باشد؛ روباز: استخر سرباز.
۱. (نظامی) کسی که دارای پایینترین درجۀ نظامی است.۲. [مجاز] سپاهی؛ لشکری؛ نظامی.۳. (اسم) (ورزش) در شطرنج، پیاده.۴. [قدیمی] کسی که از جان و سر خود گذشته و آمادۀ جانبازی باشد.⟨ سرباز گمنام: سربازی ناشناخته که جسد او را از میان کشتهشدگان در ...
فرهنگ معین
(سَ ) (ص مر. ) ۱ - هر یک از افراد سپاه و لشکر. ۲ - چیزی که سرش باز باشد، سرگشاده . ۳ - جایی که سقف نداشته باشد.
دانشنامه آزاد فارسی
(در لغت به معنای کسی است که آمادگی فداکاری و جانبازی دارد) اصطلاحی نظامی، در معنای عام و موسع، هر شخص از افراد نیروهای مسلح و منظم هر کشور، از بالاترین منصب تا پایین ترین درجه، و در مفهوم اخص کسی که در ارتش های قانونی و منظم در پایین ترین ردۀ سلسله مراتب نظامی قرار دارد. سربازان بیشترین شمار نیروها در ارتش همۀ کشورها را تشکیل می دهند. در بیشتر کشورهای جهان، جوانان در سن قانونی به خدمت وظیفه فراخوا...
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - آنچه که سرش گشاده بود مقابل سر بسته . ۲ - موضعی که سقف نداشته باشد مقابل سر پوشیده . یکی از بخشهای پنجگانه شهرستان ایرانشهر .
دانشنامه عمومی
سرباز (ابهام زدایی). سرباز (ابهام زدایی) ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:سربازwiki: سرباز (ابهام زدایی) سرباز (سمیرم). سرباز ، روستایی از توابع بخش پادنا شهرستان سمیرم در استان اصفهان ایران است.این روستا در دهستان پادنا علیا قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۱۰ نفر (۶۶خانوار) بوده است.wiki: سرباز (سمیرم) سرباز (سیستان و بلوچستان). سَرباز یکی از شهر...