معانی کلمه : سرایت
لغت نامه دهخدا
نیست یک تن در این همه اطراف
کاندر او وهن را سرایت نیست .
رجوع به سرایة شود. || درگذشتن از چیزی . (غیاث اللغات از صراح اللغة). رجوع به سرایة شود.
فرهنگ عمید
۱. (پزشکی ) انتقال مرض از یکی به دیگری، واگیری.
۲. اثر کردن و جاری شدن چیزی در اجزای چیز دیگر، اثر کردن چیزی در چیز دیگر.
۳. [قدیمی] به راه افتادن و سیر کردن در شب، شب رفتن.
۲. اثر کردن و جاری شدن چیزی در اجزای چیز دیگر، اثر کردن چیزی در چیز دیگر.
۳. [قدیمی] به راه افتادن و سیر کردن در شب، شب رفتن.
فرهنگ معین
(سَ یَ ) [ ع . سرایة ] ۱ - (مص ل . ) اثر کردن . ۲ - (اِمص . ) اثر، تأثیر. ۳ - انتقال بیماری به دیگری .
فرهنگ فارسی
(پزشکی) انتقال، واگیر
شب رفتن وسیرکردن درشب، اثرکردن وجاری شدن
۱ - ( مصدر ) بشب رفتن سیر کردن در شب ۲ - اثر کردن تاثیر کردن . ۳ - انتقال یافتن مرضی از شخصی ( یا جانوری ) بشخص دیگر . ۴ - ( اسم ) اثر تاثیر . ۵ - انتقال مرض واگیری .
۱ - ( مصدر ) بشب رفتن سیر کردن در شب ۲ - اثر کردن تاثیر کردن . ۳ - انتقال یافتن مرضی از شخصی ( یا جانوری ) بشخص دیگر . ۴ - ( اسم ) اثر تاثیر . ۵ - انتقال مرض واگیری .
مترادف و متضاد
اشاعه، انتقال، تراوش، پخش، رخنه، شیوع، عدوی، نشر، نفوذ، واگیری
دانشنامه اسلامی
فرهنگستان زبان و ادب
{contagion} [علوم سلامت] انتقال عفونت ازطریق تماس مستقیم یا انتشار قطرک ها یا اشیای آلوده
{transmission} [زیست شناسی] 1. انتقال بیماری از یک فرد به فرد دیگر 2. انتقال صفات وراثتی از والدین به نسل بعد
{transmission} [زیست شناسی] 1. انتقال بیماری از یک فرد به فرد دیگر 2. انتقال صفات وراثتی از والدین به نسل بعد
