سراچه. [ س َ چ َ / چ ِ ] ( اِ مصغر ) از: سرا( سرای ) + چه ، پسوند تصغیر. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). سرای کوچک. ( آنندراج ) ( برهان ). سرای خرد. ( شرفنامه منیری ). خانه کوچک. ( صحاح الفرس ) : در جامه کبود فلک بین و پس بدان کاین چرخ جز سراچه ماتم نیامده ست.خاقانی.آن سراچه که هفت پیکر بودبلکه ارتنگ هفت کشور بود.نظامی.رضوان مگر سراچه فردوس برگشادکین حوریان به ساحت دنیی خزیده اند.سعدی.ز خون که رفت شب...
فرهنگ عمید
۱. سرای کوچک، خانۀ کوچک. ۲. خانۀ اندرونی.
فرهنگ معین
(سَ چَ یا چِ )(اِمصغ . )۱ - سرای کوچک . ۲ - خلوت خانه . ۳ - صندوقچه ای که درون صندوق بزرگی قرار گیرد.
فرهنگ فارسی
اقامتگاهی که در آن تسهیلات خواب و نشیمن در فضاهایی جداازهم اما تودرتو قرار دارد
( اسم ) ۱ - سرای کوچک . ۲ - خانه اندرونی خلوتخانه . ۳ - صنودقچه ای که درون صندوق بزرگی بود . ۴ - قفسی بی ته که مرغان خانگی را در زیر آن نگاهدارند . یا سراچه آدرنگ . دنیا . یا سراچه ضرب . ضرابخانه دار الضرب . یا سراچه گل . دنیا .پسوند تصغیر سرای کوچک سرای خود یا کنایه از دنیا یا خیمه کلان ....