سرانداز. [ س َ اَ ] (اِ مرکب ) مقنعه و روپاکی باشد که زنان بر سر اندازند. (برهان ) (جهانگیری ). مندیلی که بر بالای سر اندازند. (رشیدی ) (انجمن آرا). معجر و مقنعه . (غیاث ). نصیف . خِمار. (ملخص اللغات ) : وز نعمش بر سر گردون نگرمقنعه ٔ سیم و سرانداز زر.خواجوی کرمانی (از رشیدی ).و سماعخانه ٔ دستار چنان گرم شد که مقنعه سرانداز و پیچیک رقاص گشته . (دیوان نظام قاری ص 155).ای مقنعه و شدّه مرا صبحی و شام...
فرهنگ عمید
۱. کناره یا قالیچه ای که بالای اتاق بر سر فرش های دیگر پهن کنند.۲. [قدیمی] پارچه ای که زنان روی سر خود می اندازند.۳. [قدیمی] چوب بلند و ستبر که روی دیوار اتاق یا پیش ایوان بخوابانند و سر چوب های سقف را روی آن بگذارند.۴. (صفت فاعلی ) [قدیمی، مجاز] بی باک، بی پروا، دلیر.۵. (صفت فاعلی ) [قدیمی، مجاز] از سرگذشته، از جان گذشته.۶. (صفت فاعلی ) [قدیمی، مجاز] آن که در راه معشوق سر بدهد: سرانداز در عاشقی ص...
فرهنگ معین
(سَ . اَ ) (ص مر. ) ۱ - پاکباخته ، از جان گذشته . ۲ - سیاه مست . ۳ - کسی که از روی ناز و نخوت بخرامد.
فرهنگ فارسی
قطع کننده سر جداکننده سر یا دزد و خونی مردمکش .( صفت ) ۱ - آنکه از روی ناز و نخوت و مستی و یا شور و حال سر خود را به هر جانب حرکت دهد ۲ - آنکه سر خود را در راه رسیدن به مقصود فدا کند از جان گذشته بیباک . ۴ - ( صفت ) سرافکنده . ۵ - پارچه ای که زنان بر سر اندازند مقنعه . ۶ - تیر بلند و ضخیمی که بر فراز دیوار اطاق یا پیش ایوان اندازند و سر تیرهای دیگر را بر بالای آن گذارند . ۷ - کناره و فرشی باریک که...
دانشنامه عمومی
سرانداز یا سرپوش نوعی کلاه است که بیشتر قسمت سر و گردن و گاهی صورت را نیز پوشش می دهد. سراندازها بیشتر دو طرف و بالای سر را می پوشانند و چهره شخص مشخص است و می توان با بندهایی حتی بخش هایی از چهره را نیز پوشاند (همانند هنگام سرما یا برای پنهان شدن). در برخی موارد، این نوع پوشش (با شکلی دیگر) توسط گروه های جنایت کار که می خواستند چهره شان مخفی بماند استفاده شده است.هودی (پوشاک)پیشینه استفاده از سرا...