معانی کلمه : سراجه
لغت نامه دهخدا
سراجة. [ س ِ ج َ ] (ع اِمص ) زین سازی . (آنندراج ) (منتهی الارب ).
سراجه . [ س ِ ج َ / ج ِ ] (اِ) نام مرضی است که بر اسب و استر عارض شود. (آنندراج ) (برهان ).مرضی است مخصوص اسب که بدنام نیز گویند. (رشیدی ).
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
۱سرفه ی گوسفند که در باور چوپانان ریزش باران را در پی دارد ...
/seraaje/ سرفه ی گوسفند که در باور چوپانان ریزش باران را در پی دارد - بیماری در زانوی اسب که در اثر حمل بار سنگین ایجاد شود
مترادف و متضاد
farcy (اسم)
سراجه، مشمشه
glanders (اسم)
سراجه، مشمشه، کتو، بیماری مسری اسب و انسان
