سرآسیاب . [ س َ ] (اِخ ) قریه ای است هشت فرسنگ و نیمی میانه ٔ جنوب و مشرق رامهرمز. (فارسنامه ٔ ناصری ).
سرآسیاب . [ س َ ] (اِ مرکب ) آسیاکده . مرحی . مطحن . آسکده . و موضعی است که آسیای آبی (و مطلق آسیا) در آن بنا کرده اند. (یادداشت مؤلف ).