Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سر و وضع

تلفظ بین المللی : /sˈar vˈa vˈazʔ/ تلفظ :‌ [s'aR v'a v'az?]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • سر و وضع مرتب
  • بی سر و وضع
  • سر وضع و صورت کثیف و نامرتب
  • خوش سر و وضع
  • خوش سرووضع
  • سر و برگ
  • سر و خشت
  • سر و رو کردن
  • سر و سامان
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سر و وضع. [ س َ رُ وَ ] ( ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) در تداول ، لباس. هیأت ظاهری : سر و وضعم خوب نیست.

فرهنگ فارسی

در تداول لباس ٠ هیات ظاهری ٠

کلمات مرتبط

  • سر و وضع مرتب
  • بی سر و وضع
  • سر وضع و صورت کثیف و نامرتب
  • خوش سر و وضع
  • خوش سرووضع
  • سر و برگ
  • سر و خشت
  • سر و رو کردن
  • سر و سامان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات