Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سر مرغ

تلفظ بین المللی : /sˈar mˈorq1/ تلفظ :‌ [s'aR m'oRq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مایک مرغ بی سر
  • سر و مر
  • مر سر اندون
  • مرا سر وقت به جهان برسانید
  • سرمرغ
  • سرمرغ سفلی
  • سرمرغ علیا
  • سربرغ
  • سیمرغ
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سرمرغ. [ س َ م ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان ریمله بخش حومه شهرستان خرم آباد. دارای 120 تن سکنه است. آب آن از چشمه ها. محصول آن غلات ، لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری. ساکنین از طایفه حسنوندند و زمستان به قشلاق میروند. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

ده از دهستان ریمله بخش حوم. شهرستان خرم آباد .

کلمات مرتبط

  • مایک مرغ بی سر
  • سر و مر
  • مر سر اندون
  • مرا سر وقت به جهان برسانید
  • سرمرغ
  • سرمرغ سفلی
  • سرمرغ علیا
  • سربرغ
  • سیمرغ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات