کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : سر زوری
تلفظ بین المللی :
/sˈar zˈuːri/
تلفظ :
[s'aR z'u:Ri]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
سرزوری
سروری
فرهنگ سروری
پدر سروری
سرزیری
سروریخت
سرتوریوس کویینتوس
سروری مصلح الدین مصطفی
سروری موشق
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
سرزوری. [ س َ ] ( حامص مرکب ) متکبر و مغرور و سرکش بودن. ( مجموعه مترادفات ص 321 ).
فرهنگ فارسی
متکبر و مغرور و سرکش بودن
کلمات مرتبط
سرزوری
سروری
فرهنگ سروری
پدر سروری
سرزیری
سروریخت
سرتوریوس کویینتوس
سروری مصلح الدین مصطفی
سروری موشق
نظرات