Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سر رسیدن

تلفظ بین المللی : /sˈar rˈesidˌan/ تلفظ :‌ [s'aR R'esid,an]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • به سر رسیدن
  • سر رسید نامه
  • سر رسیده
  • هل سر گرده ریدن
  • سررسیدن
  • سررسیدنامه
  • سررسید
  • سررسیده شده
  • سر
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

سررسیدن. [ س َرْ، رَ / رِ دَ] ( مص مرکب ) غفلتاً وارد شدن. در همان وقت که ضرور بود حاضر آمدن. فجاءةً درآمدن. غیرمنتظر آمدن. || سپری شدن مدت. به انتها رسیدن مدت. به آخر آمدن مدت. ( یادداشت مؤلف ): مدت اجاره سررسیده است.

فرهنگ معین

( ~. رَ یا رِ دَ ) (مص ل . ) ناگهان رسیدن .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ناگهان رسیدن ناگاه حاضر شدن : به سبب تعمیر جاده راه بسته شد سه اتومبیل دیگر هم سر رسید .

مترادف و متضاد

وارد شدن (ناگهانی)

منقضی‌شدن، تمام شدن

۱. منقضیشدن، تمام شدن
۲. وارد شدن (ناگهانی)


کلمات مرتبط

  • به سر رسیدن
  • سر رسید نامه
  • سر رسیده
  • هل سر گرده ریدن
  • سررسیدن
  • سررسیدنامه
  • سررسید
  • سررسیده شده
  • سر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات